|
سید عبدالله طباطبایی مدیریت وبسایت متقن امروز ما رودرروی خطیبی هستیم که مرجع تقلید خودخوانده است و با مرجع خواندن خود به ساحت مقدس مراجع بيش از بيست سال است که اهانت کرده است....
بسم الله الرحمن الرحيم فرا رسیدن نیمه ماه شعبان المعظم، میلاد با سعادت خورشید عالم تاب، حجت ثانی عشر، حضرت مهدی صاحب زمان عج الله تعالی فرجه الشریف، آن کس که بیمنه رزق الورا و بوجوده ثبتت الارض و السماء بر تمامی شیفتگان آن امام همام تبریک و تهنیت عرض می نماییم. به مناسبت این روز بزرگ بر آن شدیم تا مقاله ای با عنوان ولایت خطیب؟ یا ولایت فقیه؟ به سمع و نظرتان برسانیم. هدف بنیانی نوشتن اين مقال سخن از موضوعی است که اعاظمی در مورد آن نظر داده اند و شهدای زيادی در اين راه داده شده است. چه ظلم هايی در طول تاریخ به خلق بی گناهبه جرم نفی کردن و يا حتی باور این موضوع روا داشته شده است و چه تعذیب هایی حق جویان دانستن حقيقت و تشنگان واقعی ولايت متحمل شده اند. حصرهای خانگی بی دلیل علما و فقها از ترس شیوع حقیقت، بی حرمتیها و هتک حرمتهای روحانیون و مراجع که به صورت متوالی و به حکم حاکمان زورگو انجام شد، اتهامات فراوان تا مرتد خواندن دانشمندان اسلامی و هزاران هزار ظلم ديگر در این میان قابل ذکر است.
نظريه ولايت فقيه نظریهای است که در تاريخ معاصر فقاهت شیعی از سوی قلیلی از فقیهان شیعی مطرح شده است. نظریهای که علما و مراجع بسیاری در مورد آن سخن گفتهاند و به نقد و سنجش آن پرداختهاند از آیتالله آخوند خراسانی گرفته تا آیتالله اراکی و آیتالله فلسفی. موکدا می توان به صراحت گفت که این نظریه، نظریهای است کاملا محل مناقشه که رد و یا حتی قبول کردن آن نیاز به تحقیقات گستردهای دارد. از مخالفان این نظریه، علاوه بر کسانی که نام برده شد میتوان به مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی اشاره کرد که صراحتا به مخالفت با این نظریه در زمان حیات خویش پرداخته بود. مرحوم آقای سید روح الله خمینی و بزرگ مردی چون مرحوم آقای شیخ حسینعلی منتظری از موسسان این نظریه میباشند. در حالیکه مرحوم آیتالله منتظری در اواخر عمر سخنانی را در نقد ولایت فقیه حاکم بر ایران مطرح نمودند و همین صراحت در بیان حقیقت، منجر به حصر خانگی ایشان و بلایای عجیبی بود که از سوی حکومت ایران به دستور مستقیم رهبر ایران صادر گردید. آقایان آیات عظام، مراجع گرام و صاحب نظران عرصه فقه و شرع اعم از احیا و اموات، هر کدام تعریفی از این نظریه دارند که به جرأت میتوان گفت هیچ کدام از این تعاریف برابر یکدیگر نیست و در موارد مختلف اختلافات زیادی دارد. ولايت فقيه به معنای ولايت يک فقيه بر مر دم است. اين موضوع در زمان غيبت مولای هر دو جهان، حضرت ولی عصر ارواحنا فداه مطرح میشود و زمان حضور صاحب الامر حجة الله عج الله تعالی فرجه الشريف، ايشان هستند که بر عالميان ولايت میکنند. اما دو مطلب مهم در نظريه ولايت فقيه قابل مشاهده است. اول معنای ولايت و دوم معنای فقيه و مشخصات اين فقيه. ولايت در معنا به معنی کسی میباشد که بر امور جامعه نظارت داشته باشد و تصميمات مجريان را از مجرای اعتقادی و اسلامی عبور دهد تا امری مخالف اسلام لباس عمل نپوشد. برای واضحتر شدن معنای ولايت و وظيفه ولی فقيه لازم است فقيه را نیز معنی نموده و مشخصاتش را روشن کرد. طلبه در حوزه علمیه و با توجه به سالهای درس خواندن و گذراندن مباحث مختلف و ميزان علم کسب شده در باب فقه و شرع، چند عالم و فقيه لقب و مدرک را با نوشتن نامه يا شهادتنامه به شخص اعطا میکنند. در خرداد سال 1368 و بعد از درگذشت مرحوم آیت الله خمینی متاسفانه حجة الاسلامی را با استفاده از ابزار حکومتی مرجع ناميدند آیت الله خواندند و این سبب شد که خود او نیز در توهم مرجع بودن فرو رود. او جزء معدود اشخاصی است که بدون تحصیل کافی در حوزه و داشتن نامه يا شهادتنامه از اساتيد که مدرک مرجع محسوب می شود، فتوا صادر می کند. به قول معروف روضه خوان و خطیبی که ناگاه مرجع شد. این خطیب اخیرا در جواب استفتاء مطرح شده در چگونگی التزام به ولایت فقیه فتوا داده است که: ((ولایت فقیه به معنای حاکمیت مجتهد جامعالشرایط در عصر غیبت است و شعبهای است ازولایت ائمه اطهار که همان ولایت رسول الله میباشد و همین که از دستورات حکومتیولی امر مسلمین اطاعت کنید، نشانگر التزام کامل به آن است.)) در ولايت فقيه، ولايت از آن فقيه عادل است و فقيه در درجات حوزوی مرجعی است جامع الشرايط و اعلم علما است. فقيه کسی است که مرجع است، عادل است، عالم است و مورد وثوق جامعه حوزوی است. مرجع بودن شرايطی دارد که به بخشی از آنها در بالا اشاره شد. عادل بودن به معنای داشتن عدالت در قضاوت، اجرای حکم خدا در نوع زندگی، دروغ نگفتن، ريا نکردن، تهمت نزدن، رعایت حرمت و کرامت انسانی انسانها و جان مردم را مهم دانستن، ايستادن در مقابل کژیهايی که تندروها و متحجرين از اسلام ناب محمدی بوجود می آورند. بر این اساس عادل بودن امر دشواری است. مجلس خبرگان رهبری، مجلسی است متشکل از فقها، علما، مجتهدين و مراجع که بايد عملکرد رهبری را زير نظر بگيرند. نمايندگان مردم موظف هستند و تکليف شرعی دارند تا عملکرد رهبر را به گونهای بررسی کنند که حتی اجازه فکر کردن به اقتدار و دیکتاتوری هم به مخلیهی رهبر خطور نکند. کوچکترين تهمت، دروغ، ظلم و ديگر گناهان کبيره ولی فقیه را از عدالت ساقط می کند و ولايتش را باطل میسازد. مردم شریف ایران! ما ايرانيان آزادیخواه در عین آنکه به مرجعیت خودساخته و عاریتی و نیز مرجعیت حکومتی و دولتی انتقاد داریم، همچنان به مرجعيت اصیل و ستمستیز و مردمدار معتقديم، و وداع با شکوهمان از مرحوم آيت الله العظمی منتظری خود گواه اين امر است. سوگواریها و بزرگداشتهايی که در نظر داشتیم برای مرحوم آيت الله العظمی منتظری برگذار کنیم اما مانع شدند و سرکوبمان کردند و جوانانمان را دستگير کردند گواهی دیگر بر این ادعاست. اتفاقات بعد از رحلت حضرت آیت الله العظمی منتظری (ره) در دانشگاههای کشور، اتفاقات شهرهای تهران، قم، نجف آباد، اصفهان، زنجان و ديگر شهرها، همه و همه نشاندهنده علاقه مردم ما به پشتیبانی از روحانيون صادق، عادل و شجاع است. مردم آزادهی ایران!
امروز ما رودرروی خطیبی هستیم که مرجع تقلید خودخوانده است و با مرجع خواندن خود به ساحت مقدس مراجع بيش از بيست سال است که اهانت کرده است. پيام تسليت اهانت آميزی که آقای مکارم شيرازی برای رحلت مرحوم آيت الله العظمی منتظری فرستاد موجب شد که بازاریان تهران رساله عمليه و توضيح المسائل او را به بيت وی باز پس فرستند و این یعنی مردم ما خواهان ولايت مراجعی هستند که مردمدار باشند و نه حکومتپرورده و به افتخار تشیع که قرنها به خود میبالید که روحانیتاش به خلاف روحانیت اهل سنت درباری و گماشتهی حکومت نیست وفادار بمانند، آنان به دنبال مراجعی اند که ياور مردم باشند و مردم آنها را مأمن خود بدانند نه مأمور حکومت و دولت. ما معتقديم که در طول تاريخ، مرجعيت شيعه هميشه پشت و پناه مردم بوده است. مردم ما در مقابل رهبری قرار گرفته اند که هم رهبریاش غیر قانونی است (زیرا بر اساس قانون اساسیای رهبر شد که شرط مرجعیت برای رهبر هنوز در آن قید شده بود و کمی بعد از رهبری آن آقا در رفراندوم این شرط حذف شد) و هم مرجعیتاش قلابی و عاریتی است و حتی اگر به فرض (به زور روحانیت پترولی و حکومتی) مرجع تقلید بوده باشد، عدالتش زير علامت سؤالی بزرگ است زیرا: 1. در حکومت او نيروی تحت فرمانش، زنان و دختران را به ضرب و جرح گرفتند و او نشست و سکوت کرد.
((روزی از روزهای حکومت مولای متقيان حضرت علی عليه السلام خبر آوردند که در بلاد مسلمين والی شهری خلخال از پای زنی غير مسلمان کند و به او اهانت کرد. مولای عاشقان در مسجد حکم عزل آن والی را امضا کردند و از عصبانيت شمشير از غلاف بيرون آوردند.)) 2. در زندانهای تحت نظارتش به دختر و پسر ایرانی تجاوز کردند و او بعد از پخش شدن خبر و رفتن آبروی ایران و اسلام در دنيا عکس العملی کاملا عجولانه و توجیهگرانهای نشان داد. ((روزی که ابن ملجم مرادی قاتل امیرالمومنین علیه السلام اسير شد، حضرت علی عليه السلام به امام حسن فرمودند که با او نيک رفتار کنيد. به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من / چو اسیر تو است اکنون، به اسیر کن مدارا))
3. به دلسوزان ايران زمین، تهمتهای واهی زدند و او تاييد کرد و در سخنانش مخالفش را به طرد و یا اطاعت امر کرد. او بود که خود را علی(ع) پنداشت و مخالفش را طلحه و زبیر. او بود که نماز جمعه 29 خرداد 1388 را مکان مبارزه با معترضان قرار داد و در نماز جمعه دستور به برخورد با معترضان داد.
4. او بود که به دروغ ادعای صحت انتخابات کرد و حتی قبل از تأييد و اعلام نهايی شورای نگهبان پيام تبريک فرستاد.
5. او بود که بدترین ظلمها را به مردم کردند، جوانان را به خاک و خون کشیدند و سکوت کرد و از قاتلان و جانیان حمایت کرد.
6. او بود که دانشجويان را زندانی کردند و او به حمايت از جوانان آزادیخواه نپرداخت، سهل است روز به روز تهديداتش را علیه آنان بيشتر کرد.
7. او بود که دانشجويان را ستاره دار کردند و او در عوض به فرستادن دانشجویان به کیش و ترویج موسیقی در دانشگاهها اعتراض کرد. 8. او بود که دانشجويان را به جرم مطالبات صنفیشان و به جرم دگر انديش بودن از تحصيل ممنوع کردند و او آنان را دشمن و مسخ در تفکرات غربی و عامل بيگانه ناميد.
9. او بود که مردم، روشنفکران، هنرمندان، دانشجويان، اساتيد دانشگاه و نخبگان کشور را ممنوع الخروج کردند و او نه تنها به حمايت از مردم برنخواست بلکه حکم محدوديتشان را امضا کرد و به تبعيد داخلی فرستاد.
10.و در زمان حکومت او بود که قتلهای زنجيره ای اتفاق افتاد و او اين حرکات را محکوم نکرد و بناگاه سعيد امامی، یار و یاور رهبری و خانوادهی رهبری، نيست شد.
11.و در زمان حکومت او است که دزدی هايی بیسابقه از بيت المال صورت پذیرفت آن هم در دولت کسی که با شعار مبارزه با رانتخواری و دزدی از بیتالمال به میدان آمد و او بود که رئيس دولتی آکنده از فساد و بیکفایتی را حمايت کرد و گفت تفکرات من به تفکرات ايشان نزديک تر است.
بديهی است که اگر در جامعهای بیعدالتی بزرگ و نهادینهای صورت پذیرد، حاکم آن جامعه مسئول است و در این دنيا در پیشگاه مردم و در قيامت در پیشگاه حضرت حق بايد جوابگو باشد. پس مسئوليت تمامی وقايع اتفاق افتاده اعم از شکنجهها، هتک حرمتها، غارتها، زندان کردنها، تجاوزها و تمامی خون های به ناحق ریخته شده با شخص سید علی خامنهای است و او از عدالت به دليل گناهانی که در بالا اشاره شد به طور کامل ساقط است. ولايت وی به فرض که در ابتدا قانونی و شرعی بوده باشد- که نیست- به دلایلی فوقالذکر امروز ديگر به طور کامل باطل است. بر همین اساس اعضای مجتهدنما و فقیهمأب و مواجب بگیرانی که با تقلب و به ناحق چون انتخابات سال گذشته به مجلس خبرگان رهبری راه یافتند اقل وظيفه شرعی خود را در بررسی شرایط لازم برای رهبری و ادامهی آن شرایط انجام نداده اند و در پيشگاه مردم مسئولند و روز رستاخیز آنان که از شرایط موجود حمایت کردند و باعث و بانی این جنایات را مدح کردند باید جواب گویی مردمی باشند که به درگاه خداوند عز و جل از ایشان شکايت کرده اند. کسی که همه را دشمن می داند، کسی که همه را گمراه می داند، کسی که خود را در جايگاه خدا دانسته است و ظلم های فراوان و بی پایه ای که به ناحق بر مراجع عالی قدر و آیات عظام حاج سید کاظم شریعتمداری، حاج سید حسن قمی، شیخ شبیر خاقانی، سید محمد روحانی، سید محمد شیرازی، سید رضا صدر، مهدوی دامغانی، دکتر محمد صادقی تهرانی و امثالهم (رضوان الله تعالی علی امواتهم و وفقهم الله تعالی علی احیائهم) و اخیرا مرحوم آیت الله العظمی منتظری (قدس سره) چه در دوران حیات و چه پس از رحلت روا داشته است، کسی که امر به انتشار خبر مضحک خلع مرجعیت روحانی مجاهد و عالم نستوه حضرت آیت الله العظمی صانعی (حفظه الله) می کند و استقلال حوزه های علمیه را زیر سوال می برد، کسی که شخصا فرمان به حبس خانگی حضرت آیت الله العظمی سید صادق روحانی (مد ظله العالی) می دهد، کسی که مستقیما فرمان بی حرمتی و هتک حرمت بیوت علمای حق گو و مدافع ملت مظلوم ایران چون آیات عظام طاهری در اصفهان، دستغیب در شیراز و بیات در زنجان می دهد، بزرگترین سند انحراف از خط ضروریات و مسلمات فقه اسلامی را به دست منصفان داده است و ای کاش او از فقاهت بهره ای داشت تا به این حقایق آگاه می شد و کاش ملکهی عدالت در او راسخ بود تا به آن حقایق التزام یابد. بارها از اعاظم و اساتیدمان شنيدهایم که در زمان حکومت پهلوی، روحانيون احترام خاصی داشتند. حتی اگر در کوچه ای شخصی جاهل بود، به محض ديدن يک روحانی به او ادای احترام میکرد. اما به برکت رفتار شخص سید علی خامنهای و اصحابش و اذنابش، امروز حتی روحانيون واقعی در جامعه احترامی ندارند. به ما می گويند که او سيد است و روحانی، پس احترامش واجب است اما چه احترامی برای آن کسی باقی مانده است که روی شاه را در جنایت سفید کرده است؟ استدلال این سادهاندیشان شبیه استدلال برخی مقدسنماها در رژیم سابق است که میگفتند از شاه انتقاد نکنید زیرا او تنها شاه شیعه در جهان است و همسرش فرح نیز سیده است! آقايان بدانيم این شخص آقای خامنهای بود که مرحوم آيت الله العظمی منتظری را در حصر خانگی برد و حتی مانع از آن شد که پزشکان بتوانند بر بالین آن بزرگوار برای مداوا حاضر شوند و تنها با فشار علما و به خیال اینکه آقای منتظری در حال موت است پس از پنج سال و نیم به رفع حصر او رضا داد. بی حرمتی های فراوانی که به علمای ذکر شده در زمان حيات و مماتشان کرد فراموش شدنی نيست. آيا علما ذکر شده و نشده، روحانی نبودند؟ آيا تعدادی از آنها سيد نبودند؟ سؤال اینجاست آيا آنها مرجع نبودند؟ جیره و مواجب بگیران شخص خامنهای امروز به ساحت آيت الله صانعی اهانت میکنند و بیت این عالم مجاهد و روحانی نستوه را مورد حمله قرار میدهند. ایشان را به خیال خود از مرجعیت خلع میکنند. کسانی که آنقدر از بادهی توحش مست اند که علاوه بر منهدم کردن بیت این شير مرد، به قرآن کریم، کتب مذهبی و عکس مراجع مرحوم و حاضر نیز اهانت میکنند. آنان به نوادهی آیتالله سید روح الله خمینی نیز جسارت کردند و سپس با وقاحت تمام شایعه ساختند که سید حسن خمینی به صورت وزیر کشور سیلی نواخته است. سید علی خامنهای بر مسندی غصبی تکیه زده است و بر اساس شریعت اسلام تمام تصرفات فرد غاصب باطل است. او گویی باورش شده است که خليفه مسلمين است. او در حالی خود را ولی امر مسلمین می داند، نایب حضرت ولی عصر می داند، مجتهد جامع الشرایط میخواند که از درک و فهم و عمل به اقلیات شرع مقدس اسلامی و ضروریات فقه شیعه علماً و وجداناً عاجز است. کسانی که مرحوم آیتالله العظمی منتظری را حصر کردند و بدترين اهانتها را به آن فقید سعید و شاگردان او نمودند به خاطر همین فقره جنایتی که مرتکب شدند از عدالت ساقط اند چه رسد به اینکه دشتی از مظالم حضرات مورد نظر قرار گیرد. مردم رشید ايران! ما خواهان ولایت مطلقهی فقیهی نیستیم که عرض و مال و جان و ناموس مردم را لگدکوب شهوت سیریناپذیر قدرتطلبی خود میکند. ما با حاکم ظالم و غاصب زمان که او را کوثر خواندند بيعت نمی کنيم و وای بر اينانی که کوثر را به شخص سید علی خامنه ای نسبت دادند. با اقتدار گرايان و غاصبانی که از بدعت، تحريف و تفسير غلط مبانی اسلامی و فقه شيعه هراسی ندارند در یک صف قرار نمیگیریم. بلکه در مقابل آنان تا آخرين قطره خون ايستادهايم و به خونخواهی از شهدا، و اسلحه ايمان به دست مقاومت کرده و فرياد هيهات من الذلة سر می دهيم. هم رزمان! ای آنان که جان و مال و آبروی خود را در سالهای دور و نزدیک در راه ايرانی آزاد و آباد در طبق اخلاص گذاشتيد! ای مسلمانان! ای علی دوستان! آن کس که غصبی بودن منسبی که به آن تکیه زده است ثابت شده است هرگز حق به سخره گرفتن مقدسات ما را ندارد. او حق ندارد در نماز جمعه رو به مولايمان حضرت ولی عصر (عج) کند و از اعتقاداتمان سوء استفاده کند و آنان را خرج در قدرت ماندن دو روزهی خود کند. او و اصحابش حق ندارند و اجازه ندارند سید علی خامنه ای را با مولای متقيان حضرت حيدر، علی مرتضی، فاتح خيبر عليه السلام مقايسه کنند. عدل علوی را پيراهن عثمان کرده اند و با آن می زنند، میکشند، اسير می کنند، غارت می کنند، تجاوز می کنند، آبروی آبرو داران را می برند و تهمت می زنند. ايها الناس! آیا اين است عدالت علوی؟ مسلمانان و ولایت مداران! آیا اين است عدالت اسلامی و حکومت ولایی؟ هرگز چنین نیست و اين سنخ رفتار حاکمان ما به گواه تاريخ اسلام رفتاری اموی و عباسی است. ای مؤمنان، ای عاشقان ولايت و ای حسينيان! ما خواهان اجرای قانون در ايران هستيم و هر که از قانون تخطی کرد موستوجب محاکمه است. البته نه در بيدادگاه رژيم ستمگر موجود؛ در دادگاهی عادل و با حضور قاضی عادل و مستقل. سید علی خامنه ای سالهاست از قانون تخطی میکند، به واقع او برانداز این نظام است. مردم ما انقلاب کردند تا فرياد آزادی سر دهند و از وجود قیم رهایی یابند، لیک نمی دانستند که دگرباره زير سلطه ديکتاتوری و استبداد دینی قرار خواهند گرفت. دیکتاتور و مستبدی که با تفکرات خشک خود از هر مجرمی خطرناکتر است. نصر من الله و فتح قريب و من الله التوفیق و علیه التکلان مجمع مدرسین و طلاب قم و نجف (متقن)
|